13. تکامل یک تئوری درباره سرچشمهی زندگیست
درحالی که علم همواره درباره سرچشمه زندگی و پیدایش آن کنجکاوی میکند, تکامل صرفن به تغییر و تحول در زندگی پس از پیدایش آن میپزدازد. چیزی که مشخص است بلاخره در یک جایی و جوری زندگی آغاز شده و سپس تقسیم و به چند شاخه تقسیم شد, تکامل فقط و فقط درباره همین است.
12. زیستمندان همیشه در حال برتر شدناند
درست است که انتخاب طبیعی همیشه ژنهای پست و معیوب را از ذخیره ژنتیکی میزداید, ولی شمار زیادی زیستمند (جاندار) نخستین و ساده هستند که تا کنون جان سالم بدر برده, باقی مانده اند. برای نمونه میشود آغازیان (قارچها), کوسه ها, خرچنگ آب شیرین و خزه ها را نام برد. همهگی اینها مدت زمان بسیار درازیست که بدون تغییر به همان شکل نخستین خود باقی مانده اند. این زیستمندان آنقدر نسبت به محیط زیست خود در این زمان دراز مناسب بوده اند که بدون تغییر زنده ماندهاند.
در کنار این بعضی زیستمندان هستند که تا کنون بارها تغییر کرده اند برای مطابق بودن با محیط پیرامون جدید خود. تغییراتی که در زیستمندان رخ میدهد صرفن برای مطابق گشتن با محیط جدید است نه در جهته برتر شدن.
11. تکامل یعنی زندگی برحسب شانس تغییر کرده است
انتخاب طبیعی پدیده ای شانسی و رندموار نیست. بسیاری از زیستمندان دریایی برای بقا و تولید مثل به سرعت نیاز دارند, پس آنها که از سرعت بیشتری برخوردارند برای آن محیط مناسب ترند و شانس بیشتری برای بقا در انتخاب طبیعی دارند.
10. انتخاب طبیعی یعنی تلاش زیستمندان برای تطبیق با محیط

تغییر و تطبیق به هیچ گونه در اراده زیستمندان نیست, این انتخاب طبیعی است که به بعضی اعضای یک گروه اجازه بقا و تولید مثل میدهد. تغییر و تطبیق ژنتیکی کاملن از اراده زیستمندان خارج است.
9. انتخاب طبیعی آنچه را زیستمندان "لازم" دارند به آنها میبخشد

انتخاب طبیعی هیچگونه "هوش" از خود ندارد و هرگز نمیتواند بگوید یک گونه چه چیزی لازم دارد. اگر در جمعیتی گوناگونی ژنتیکی وجود داشته باشد که بعضی از آنها نسبت به محیط مناسب تر باشند, نسبت به بقیه بیشتر تولید مثل خواهند کرد و در نسل های آینده درصد بیشتری از جمعیت از گونه آنها خواهد بود. حال اگر گوناگونی ژنتیکی وجود نداشته باشد در صورت مناسب بودن همه با هم باقی میمانند و اگر برعکس... همه با هم از بین خواهند رفت.
8. تکامل تنها یک "تئوریست"

در نگاه علمی تئوری یک گمان مستند است که به توجیح جنبههایی از طبیعت میپردازد. در مباحث غیر علمی تئوری تنها معنی گمان و حدس میدهد. مفهوم علمی و غیر علمی تئوری نباید با هم اشتباه گرفته شوند.
7. تکامل یک تئوری در حال ریزش است
تا کنون در علم هیچ بحثی بر سر اینکه آیا تکامل اتفاق افتاده است یا خیر نبوده است, بلکه بحث بر سر این است که تکامل چطور اتفاق افتاده است. جزئیات پیدایش تکامل شدیدن مورد بحث است که گاهی باعث میشود مخالفین تکامل گمان کنند ماهیت تئوری در بحران است. تکامل جزئی از علم بوده و بین تمام دانشمندان جهان پذیرفته شده است.
6. شکاف میان سندهای فسیلی تکامل را رد میکند

در حقیقت فسیلهای وابسته و زنجیرهای زیادی تا کنون یافت شدهاند, برای نمونه فسیلهایی از جانوران ارتباط دهنده میان پرندگان و نیاکان دایناسورشان یافت شده. همینطور میان وال ها و نیاکان پستاندار خشکیزیشان. بسیاری گونه های واسطه بودهاند که چیزی ازشان باقی نمانده چون جسمشان قابلیت فسیل شدن را نداشته یا محیطشان اجازه فسیل شدن به بقایا نداده است. علم پیشبینی میکند که از این این گونه شکاف ها در اسناد و مدارک تکامل بسیار باشد, و این شکاف ها دلیلی برای رد تکامل نیست.
5. تئوری تکامل ناقص است
علم تکامل همواره در حال پیشرفت است. اکتشافات نوین صورت میگیرند و مسائلی که پیشتر توجیه شدهاند در صورت نیاز تغییر میکنند, تکامل هم از این قضیه مستثنا نیست. علم همیشه سعی در بهبود دانش ما دارد. تا کنون تکامل تنها توجیه منطقی برای مسئله گوناگونی زیستمندان بوده است.
4. تئوری تکامل ایراد دارد

علم یک زمینه بسیار رقابتی دارد. اگر ایرادی در تئوری تکامل پیدا شود خیلی سریع اصلاح خواهد شد. تا کنون تمامی ایرادهایی که از سوی معتقدین به آفرینش وارد گشته بدست دانشمندان با دقت بررسی شده است. تمامی ایرادهای وارده تا کنون پوچ و بی اساس اعلام شدهاند و دانشمندان آنها را در اثر درک اشتباه یا ناقص از تکامل دانسته اند.
3. تکامل علم نیست زیرا قابل مشاهده نمیباشد
تکامل قابل مشاهده و آزمایش میباشد. سوتفاهم اینجاست که مردم گمان میکنند علم فقط محدود به آزمایش در آزمایشگاه توسط تکنسین های سپید پوش است. در حقیقت, میزان زیادی از اطلاعات علمی از طبیعت گردآوری شده است. فضانوردان نمیتوانند تمام اشیایی که دربارهشان میخوانند را لمس کنند (برای نمونه ستارگان و کهکشان ها), با این حال مقدار زیادی دانش فقط با خواندن درباره اینها بدست میآورند. همین موضوع دقیقن درباره تکامل صدق میکند, همچنین مانند سایر علمها زوایایی از تکامل هستند که از راه آزمایش مستقیم قابل پژوهشند.
2. بیشتر زیستشناسان داروینیسم را رد کردهاند

دانشمندان تئوریهای داروین را رد نمیکنند, تنها با کشف دانش بیشتر در طول زمان آنها را بهبود بخشیدهاند. داروین باور داشت تکامل یک پدیده کند و سنجیده شده است ولی اکنون کشف شده است میتواند در بعضی شرایط با سرعتی زیاد پیش رود. تاکنون اساس تئوری داروین به چالش کشیده نشده است. دانشمندان تئوری اصلی داروین مبنی بر انتخاب طبیعی را گشترش داده و بهبود بخشیدهاند. تئوری داروین رد نشده بلکه به آن افزوده شده است.
1. تکامل سبب ایجاد فساد اخلاقی میگردد
تمامی گونههای زیستمند دارای یک سری رفتار مشترک با دیگر اعضای گونه خود هستند. گربهها مانند گربه رفتار میکنند, سگها مانند سگ, و انسانها مانند انسان. تصور اینکه یک کودک مانند یک حیوان دیگه رفتار کند پس از اینکه بداند به آن حیوان مرتبط است مضحک است. مرتبط کردن تکامل به زشت رفتاری یا اخلاق نادرست بیمعنی است.
در کنار این بعضی زیستمندان هستند که تا کنون بارها تغییر کرده اند برای مطابق بودن با محیط پیرامون جدید خود. تغییراتی که در زیستمندان رخ میدهد صرفن برای مطابق گشتن با محیط جدید است نه در جهته برتر شدن.
11. تکامل یعنی زندگی برحسب شانس تغییر کرده است
انتخاب طبیعی پدیده ای شانسی و رندموار نیست. بسیاری از زیستمندان دریایی برای بقا و تولید مثل به سرعت نیاز دارند, پس آنها که از سرعت بیشتری برخوردارند برای آن محیط مناسب ترند و شانس بیشتری برای بقا در انتخاب طبیعی دارند.
10. انتخاب طبیعی یعنی تلاش زیستمندان برای تطبیق با محیط
تغییر و تطبیق به هیچ گونه در اراده زیستمندان نیست, این انتخاب طبیعی است که به بعضی اعضای یک گروه اجازه بقا و تولید مثل میدهد. تغییر و تطبیق ژنتیکی کاملن از اراده زیستمندان خارج است.
9. انتخاب طبیعی آنچه را زیستمندان "لازم" دارند به آنها میبخشد
انتخاب طبیعی هیچگونه "هوش" از خود ندارد و هرگز نمیتواند بگوید یک گونه چه چیزی لازم دارد. اگر در جمعیتی گوناگونی ژنتیکی وجود داشته باشد که بعضی از آنها نسبت به محیط مناسب تر باشند, نسبت به بقیه بیشتر تولید مثل خواهند کرد و در نسل های آینده درصد بیشتری از جمعیت از گونه آنها خواهد بود. حال اگر گوناگونی ژنتیکی وجود نداشته باشد در صورت مناسب بودن همه با هم باقی میمانند و اگر برعکس... همه با هم از بین خواهند رفت.
8. تکامل تنها یک "تئوریست"
در نگاه علمی تئوری یک گمان مستند است که به توجیح جنبههایی از طبیعت میپردازد. در مباحث غیر علمی تئوری تنها معنی گمان و حدس میدهد. مفهوم علمی و غیر علمی تئوری نباید با هم اشتباه گرفته شوند.
7. تکامل یک تئوری در حال ریزش است
تا کنون در علم هیچ بحثی بر سر اینکه آیا تکامل اتفاق افتاده است یا خیر نبوده است, بلکه بحث بر سر این است که تکامل چطور اتفاق افتاده است. جزئیات پیدایش تکامل شدیدن مورد بحث است که گاهی باعث میشود مخالفین تکامل گمان کنند ماهیت تئوری در بحران است. تکامل جزئی از علم بوده و بین تمام دانشمندان جهان پذیرفته شده است.
6. شکاف میان سندهای فسیلی تکامل را رد میکند
در حقیقت فسیلهای وابسته و زنجیرهای زیادی تا کنون یافت شدهاند, برای نمونه فسیلهایی از جانوران ارتباط دهنده میان پرندگان و نیاکان دایناسورشان یافت شده. همینطور میان وال ها و نیاکان پستاندار خشکیزیشان. بسیاری گونه های واسطه بودهاند که چیزی ازشان باقی نمانده چون جسمشان قابلیت فسیل شدن را نداشته یا محیطشان اجازه فسیل شدن به بقایا نداده است. علم پیشبینی میکند که از این این گونه شکاف ها در اسناد و مدارک تکامل بسیار باشد, و این شکاف ها دلیلی برای رد تکامل نیست.
5. تئوری تکامل ناقص است
علم تکامل همواره در حال پیشرفت است. اکتشافات نوین صورت میگیرند و مسائلی که پیشتر توجیه شدهاند در صورت نیاز تغییر میکنند, تکامل هم از این قضیه مستثنا نیست. علم همیشه سعی در بهبود دانش ما دارد. تا کنون تکامل تنها توجیه منطقی برای مسئله گوناگونی زیستمندان بوده است.
4. تئوری تکامل ایراد دارد
علم یک زمینه بسیار رقابتی دارد. اگر ایرادی در تئوری تکامل پیدا شود خیلی سریع اصلاح خواهد شد. تا کنون تمامی ایرادهایی که از سوی معتقدین به آفرینش وارد گشته بدست دانشمندان با دقت بررسی شده است. تمامی ایرادهای وارده تا کنون پوچ و بی اساس اعلام شدهاند و دانشمندان آنها را در اثر درک اشتباه یا ناقص از تکامل دانسته اند.
3. تکامل علم نیست زیرا قابل مشاهده نمیباشد
تکامل قابل مشاهده و آزمایش میباشد. سوتفاهم اینجاست که مردم گمان میکنند علم فقط محدود به آزمایش در آزمایشگاه توسط تکنسین های سپید پوش است. در حقیقت, میزان زیادی از اطلاعات علمی از طبیعت گردآوری شده است. فضانوردان نمیتوانند تمام اشیایی که دربارهشان میخوانند را لمس کنند (برای نمونه ستارگان و کهکشان ها), با این حال مقدار زیادی دانش فقط با خواندن درباره اینها بدست میآورند. همین موضوع دقیقن درباره تکامل صدق میکند, همچنین مانند سایر علمها زوایایی از تکامل هستند که از راه آزمایش مستقیم قابل پژوهشند.
2. بیشتر زیستشناسان داروینیسم را رد کردهاند
دانشمندان تئوریهای داروین را رد نمیکنند, تنها با کشف دانش بیشتر در طول زمان آنها را بهبود بخشیدهاند. داروین باور داشت تکامل یک پدیده کند و سنجیده شده است ولی اکنون کشف شده است میتواند در بعضی شرایط با سرعتی زیاد پیش رود. تاکنون اساس تئوری داروین به چالش کشیده نشده است. دانشمندان تئوری اصلی داروین مبنی بر انتخاب طبیعی را گشترش داده و بهبود بخشیدهاند. تئوری داروین رد نشده بلکه به آن افزوده شده است.
1. تکامل سبب ایجاد فساد اخلاقی میگردد
تمامی گونههای زیستمند دارای یک سری رفتار مشترک با دیگر اعضای گونه خود هستند. گربهها مانند گربه رفتار میکنند, سگها مانند سگ, و انسانها مانند انسان. تصور اینکه یک کودک مانند یک حیوان دیگه رفتار کند پس از اینکه بداند به آن حیوان مرتبط است مضحک است. مرتبط کردن تکامل به زشت رفتاری یا اخلاق نادرست بیمعنی است.